سفارش تبلیغ
صبا ویژن

عشق بی پایان

همسر عزیزم ای بهترینم

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم

دوستت دارم را بر لبانم جاری کنی

منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بشینم سر رو شانه هایت بگذارم ... از عشق تو ...

 از داشتن تو ... اشک شوق ریزم ...منتظر لحظه ای هستم ...

لحظه ای مقدس ... منتظر لحظه ی پیوند ... که تو را در اغوش گیرم ...

بوسه ای از سر عشق تقدیم تو کنم ... و با تمام وجودم عشقم و قلبم

را به تو هدیه کنم ... اری من منتظرم ... منتظر لحظه ای پاک و مقدس

که به تو بگویم هستی ام ... هم نفسم ...

مونس شب های بی قراری ام ... من دوستت دارم ... و عشقم و

وجودم را به تو تقدیم میکنم ...آری من عاشق توام ...

 و عاشقانه تو را می پرستم

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسک یاهو ، متحرک             www.bahar-20.com


نوشته شده در پنج شنبه 89/7/22ساعت 9:58 صبح توسط الماس نظرات ( ) |

 


در حالی که دلم مانند کویری تشنه و بی جان بود


در حالی که بغض گلویم را گرفته بود


و از درد تنهائی دیگر جائی را نداشتم


در حالی که چشمهایم از اشک ریختن سوئی نداشتند


در حالی که غم گذشته در دلم لانه کرده بود


در حالی که دیگر امید ادامه زندگی نداشتم


و تمامی درهای امید به زندگی به رویم بسته شده بود


در حالی که آسمان دلم پر از ابرهای سیاه غم و غصه بود


در حالی که آرزوی مرگ از خدای خویش داشتم


در حالی که دیگر دستهایم طاقت این را نداشتند حتی یک کلام


از درد و رنج زندگی را بنویسند،‏ در حالی که هوای قلبم گرفته و سرد شده بود


خداوند هدیه ای را به من داد که زندگیم را پر از نور و امید کرد


به باغچه دلم زیباترین و خوشبوترین گل را هدیه داد


به آسمان تیره و تارم مهتاب روشن بخش و ستاره درخشانی را هدیه داد


در جاده های خسته و خالی ام همسفری با دلی پر از محبت و مهربانی را هدیه داد


به دل پر از سکوت و پر از غمم نیروی عشق را عطا کرد


به دستهایم قدرت این را داد که هرچه می خواهند از عشق بنویسند


و بهترین و زیباترین جملات را برای عشق بگویند


به پاهایم قدرت این را داد که بتوانند در جاده های قدم بزنند و به وجودم اراده عاشق شدن را داد


آری او یک فرشته زیبا و مهربان را به من هدیه داد


آن فرشته را مانند باران عشق کرد و بر زندگی من نازل کرد تا تن خسته و غم زده مرا بشوید


و جانی دوباره و طراوت عاشقانه ای دوباره به من ببخشد


آن فرشته را مانند گلی کرد و در گلدان قلبم جای داد تا


عطر و بوی عاشقانه اش حال و هوای خانه دلم را دگرگون کند.


آن فرشته را تمام زندگی من کرد ، قلب آن فرشته را در قلب من طلسم کرد


و درهای قلبم را به روی او بست ، و کلیدش را نزد خود نگه داشت


هدیه ای که خداوند به من داد ، آرزوهایم را زنده کرد، دلم را پر از امید و دلگرمی کرد


هدیه ای داد که از گل هم زبباتر بود ، ا زخورشید نورانی تر و از ستاره درخشانتر بود


و این هدیه بهترین چیزی بود که خداوند در تمامی طول زندگی ام به من داد


آری او خوشبختی را به من داد ،‏ او عشق را در من زنده و جاری ساخت


سپاس آن خدایی که زندگی دوباره را به من بخشید، بهترین هدیه دنیا را به من داد ،‏


و قلبم را پر از آرامش و عشق کرد


سپاس آن خدایی که عشقی پاک و واقعی و بدون ریا و بی پایان را به من هدیه کرد


پس خداوندا کلید قلبم را تا پایان زندگی ام ، تا ابد و برای همیشه نزد خود نگه دار


تا من نیز با مهر و محبت خودم آن همسر و مونس مهربان را که به من هدیه دادی


برای همیشه و تا پایان زندگی ام راضی و خشنود نگه دارم


ساحلم ،‏همسرم ، هدیه خوب خداوند دوستت دارم و به داشتنت افتخار می کنم


تنها آرزویم رسیدن به تمامی آرزوهایمان است و خوشبختی و ادامه زندگی مان


 



 


 


نوشته شده در پنج شنبه 89/7/22ساعت 9:48 صبح توسط الماس نظرات ( ) |

 


همسر خوبم ساحل ،‏ قلبی شکسته و نا امید و خسته داشتم ،‏


از آن قلب ، تنها یک ویرانه بر جای مانده بود


انتظار ورود هیچ کسی را به این قلب ویرانه و خراب را نداشتم


امیدی به عاشق شدن این قلب نداشتم


آن ویرانه سرخ نه همدمی داشت و نه همدلی


نه هم صدائی داشت و نه هم زبانی


تو آمدی و افتخار دادی که به قلب سوخته من بیایی


آمدی و افتخار دادی که قلب مهربانت را به قلب سوخته من هدیه کنی


آمدی و با مهر و محبت خودت مرا دگرگون کردی


قلبم را تبدیل به باغ آرزوها کردی،


با آن محبت و عشق خودت مرا مجذوب و عاشق خودت کردی


با آمدنت تمامی امیدها و آرزوهایم زنده شدند،‏


و دوباره آهنگ دلنشین عشق در قلبم نواخته شد


و قناری پر شکسته دلم دوباره در آسمان آبی قلبم به پرواز در آمد


عزیزم اینک که مرا از آن سیلاب غم و ناامیدی نجاتم دادی


بیشتر از هرکسی و بیشتر از هر عزیزی دوستت دارم


بیشتز از کلام مقدس دوست داشتن و بیشتر از هر آرزوئی دوستت دارم


تا آخرین لحظه نفس کشیدنم دوستت دارم و به تو وفادار خواهم ماند و قدر ترا خواهم دانست


به تو که تنها امید منی و به تو که دوباره امیدهایم را زنده کردی افتخار می کنم


و با صداقت ،‏یکدلی و یکرنگی می گویم که خیلی دوستت دارم ،‏آری اینبار خیلی بیشتر از


همیشه دوستت دارم ساحلم همسرخوبم


دوستت دارم برای تو کم است ،‏ خیلی خیلی ترا دوست میدارم


با آمدنت رویاهایی را که حتی تصورش هم توی خواب برایم غیر ممکن بود و دشوار برایم


به حقیقت تبدیل شدند و منی که در جاده های خسته و خالی هیچ امیدی برای رسیدن


به پایان جاده را نداشتم ،‏ به مقصدم که همان قلب پاک و عاشق و مهربان تو بود رسیدم


عزیزم ، ساحل خوبم ،‏همسر مهربانم ای فرشته نجات این قلب شکسته من


خیلی دوستت دارم همسر مهربانم ساحل عزیزم


نمیدانی وقتی می گوئی بنویس


چقدر به من امید و روحیه ادامه به زندگی را می دهی


عزیز ترینم برای تو می نویسم


برای تو که یه مرد واقعی هستی


برای تو که ذات و روح من را خوب شناختی و درکم کردی


برای تو که مرا به دنیا و زندگی خودت متعلق میدانی


پس همیشگی ترینم همسر خوبم ساحل دوستت دارم


 



 


 


 


نوشته شده در پنج شنبه 89/7/22ساعت 9:48 صبح توسط الماس نظرات ( ) |

 

کسی نمی گوید که زندگی کار ساده ای است

                        بلکه گاهی بسیار سخت و ناخوشایند مینماید

                       اما با تمام فراز و فرودهایش،

                                  زندگی...

                        از ما انسانی بهتر و نیرومند تر می سازد.

                        حتی اگر در لحظه،حقیقت آن را در نیابیم.

                                 به یاد آر...

                       که در آزردگی،رنج را از خود دور داری،

                       و در دلتنگی،بگذاری اشکهایت جاری شوند،

                       و در ناکامی،بر خود چیره شوی.

                                  تا می توانی یار خود باش.

      تا می توانی یار خود باش.

                       می توانی بهترین دوست خود باشی،

                       اما به هنگام آشفتگی مرا خبر کن!

                        میکوشم،بدانم چه وقت باید در کنارت باشم.

                        اما گاه ممکن نیست،پس خبرم کن.

                        عشق بالا ترین هدیه ای است که میتوانیم به یکدیگر بدهیم.

                        و ایثار یکی از بزرگترین لذتهایی است که به ما ارزانی شده.

                        من اینجایم هر زمان و همیشه،

                        تا هر آنچه دارم به تو هدیه دهم.

 سپاس آفریننده چشمانت را...

که میداند چقدر محتاج نوش داروی نوازش نگاهت هستم....

که میداند گاهی چقدر صبوری سخت است....

 میدانم،آزمون سختی ست و جز صبر پاسخی ندارد...
و تنها اوست که پاسخ این آزمون را میداند...
پس بیا تا همدل و همراه در راه انتظار قدم بگذاریم...
انتظار مقدس است...

همسر خوبم این اولین نوشته تو ست

که در اینجا می گذارم

انتظار برای دیدن و زندگی کنار تو

شیرین است و دلچسب

چون با ارزش ترینی


عکس تصویر تصاویر پیچک ، بهاربیست Www.Bahar-20.com


نوشته شده در چهارشنبه 89/7/21ساعت 11:54 صبح توسط الماس نظرات ( ) |

پنهان کن در آغوشت مرا

مرا در نهانی ترین گوشه ی آغوشت پنهان کن

آن سوی تاریکی

بر پهنه ی زندگی

آن جا که هوا از رویای بهار شفاف تر است و

باران سرود آفتاب را تکرار می کند...

راز چشمهایت ستاره ی بختم بود که درخشید

و مهتاب را در نگاهم زمزمه کرد

لبهایت خنده را که سال ها در گلو گم شده بود را

در چهار سوی زمان دوباره فریاد کشید

و آمدنت کویر دستانم را شکوفه باران کرد

پنهان کن مرا

در آغوشی که نامش دوست داشتن است ...

فدای تو و عشق پاکت

همسر مهربانم

 

 2003472mg9szi5yze.gif


نوشته شده در چهارشنبه 89/7/14ساعت 8:35 صبح توسط الماس نظرات ( ) |

 

من تو را

در نفس سرخ برگهای خزان دیده

در هوس رنگین پروانه های عاشق

در شتاب آبی موجهای سرگردان

در تپش خونین شقایق های تشنه دیدار

دیده ام ،‏خوانده ام ، خواسته ام

من تو را

در دانه دانه غبار جاده های بی پایان انتظار

در شعله شعله اخگران خفته در دلهای عاشق صبور

در زلال چشمه های پاک احساس

در غرش دلگیر آسمان پاییز

دیده ام ،‏خوانده ام ، نوشیده ام

من تو را

در آیه آیه نماز اخلاصم

دز طنین اذان برخواسته از مناره های عشقم

در گلدسته های پاک محراب دلم

در واژه واژه ترانه های ناسروده ام

دیده ام ، خوانده ام ،‏فریاد زده ام

من تو را

در ذره ذره گیتی

می بینم ‏، می خوانم ،‏می پرستم

گویا که من خدای را

به عشق تو

زیسته ام ، خواسته ام

به آغوش کشیده ام

همسر خوبم ساحل

دوستت دارم و ترا تا ابد

می خواهم ، می خوانم ، می ستایم 

 


نوشته شده در یکشنبه 89/7/11ساعت 10:52 صبح توسط الماس نظرات ( ) |

 

گر تو ماه شبانه ام باشی

یا پریزاد خانه ام باشی

گم شدن رسم رفتن من نیست

عشق من، گر شانه ام باشی

با غم ورنج زندگی شادیست

گر غم عاشقانه ام باشی

عشق را سوزم از سر غیرت

تواگر زبانه ام باشی

دل به دریا زدن چه آسانست

تا تو موج و کرانه ام باشی

غم پاییز زرد بیهوده است

تا تو ای گل، جوانه ام باشی

بی نفس، عمر نوح خواهم کرد

گر تو لختی بهانه ام باشی

یک ترانه برای عمری بس

تو اگر در ترانه ام باشی

با بودن تو به همه چی رسیدم

تنها توئی نور امیدم

ساحلم همسرخوبم

دوستت دارم بی نهایت

 


نوشته شده در شنبه 89/7/10ساعت 12:8 عصر توسط الماس نظرات ( ) |

<      1   2   3   4   5   >>   >

Design By : Pichak

جاوا اسکریپت

کد آهنگ

کد ماوس